15 تکنیک داستان‌سرایی برای برندها

15 تکنیک داستان‌سرایی برای برندها
صفحه «درباره ما» در وب‌سایت ازجمله صفحاتی است که بازدید نسبتا زیادی را به خود اختصاص می‌دهد؛ اما کاربران بعد از بازدید از این صفحه، چه‌کاری را انجام می‌دهند؟ آیا در وب‌سایت می‌مانند؟ به آفرهای شما نگاه می‌کنند؟ برای اطلاعات بیشتر با شما تماس می‌گیرند یا ناپدید می‌شوند؟
یکی از ترفندهایی که بتوانید بازدیدکنندگان را در سایت نگه‌دارید و آن‌ها را به مشتری تبدیل کنید، این است که سراینده داستان‌هایی قدرتمند باشید. داستان‌هایی که می‌توانند مانند یک رمان یا فیلم سینمایی، توجه بازدیدکننده را به خود جلب کنند.
در این مطلب قرار است 15 تکنیک برتر داستان‌سرایی را با شما به اشتراک بگذاریم که به‌وسیله آن‌ها می‌توانید بازدیدکنندگان را از یک بازدیدکننده صرف به مشتری تبدیل کنید. 

1.زمانی را به آماده‌سازی اختصاص دهید.

شما از داستان‌های برند خود در همه‌جا استفاده می‌کنید. از پست‌های وبلاگی گرفته تا ایبوک‌ها، ویدئوها، شبکه‌سازی‌ها، سخنرانی‌ها، تماس‌های فروش و حتی بیزنس پلن‌ها. این لیست بی‌انتهاست؛ اما قبل از نگارش هرکدام از این موارد، باید نکاتی که می‌خواهید بگویید و چگونگی بیان آن‌ها را نیز مشخص کنید.
با برنامه‌ریزی دقیق و آماده‌سازی، داستان‌های برند خود را به همان زبانی بنویسید که یک پست وبلاگی یا سخنرانی را می‌نویسید؛ یعنی، جزئیات را ازلحاظ اعتبار، ارزیابی کنید و در مورد تاریخچه برند خود، اطلاعات زیادی، مانند تاریخ، نقل‌قول، داستان‌های شخصی، انگیزه‌های شخصی موسسان و مدیران کلیدی، به دست آورید. این تکنیک داستان‌سرایی، به شما اطمینان می‌دهد که در هر زمان، حرفی برای گفتن در مورد برند خود دارید.

2.یاد بگیرید که چگونه داستانی خوب بگویید.

تمامی فرآیندهای برنامه‌ریزی و آماده‌سازی، اگر از هنر داستان‌سرایی بی‌بهره باشید، بی‌ثمر خواهند بود. باید اطمینان حاصل کنید که داستان‌های شما شامل اصول عملی، شخصیت‌ها، احساس و تصویرسازی است.

3.روی مبارزه فعال تمرکز کنید.

داستانی که فقط اتفاقات رخ‌داده برای شخصیت را روایت می‌کند، قطعا خسته‌کننده خواهد بود؛ اما داستان‌هایی که برای مثال، به دنباله‌روی عدالت توسط شخصیت، عشق و پیروزی را روایت می‌کنند، برای مخاطبان جذاب هستند؛ زیرا شخصیت داستان به معنای واقعی عملی را انجام می‌دهد.
دیوید مامت، نمایشنامه‌نویس بزرگ، دراین‌باره می‌گوید: «اگر صحنه‌ای که در حال خواندن آن هستید، شما را خسته می‌کند، مطمئنا بازیگران و مخاطبین را نیز خسته خواهد کرد.» تمرکز روی فعالیت‌ها و درام داستان، می‌تواند مخاطبین را با داستان در تعامل نگه دارد.

4.از بخش‌های آهسته عبور کنید.

ازآنجایی‌که داستان شما ممکن است بارها و بارها در مکان‌های مختلف روایت شود، بنابراین نیازی به گفتن تمامی جزئیات در دفعات بعدی وجود ندارد. گفتن بخش‌های آهسته داستان در زمان نامناسب و به مخاطبان نادرست می‌تواند علاقه آن‌ها را از بین ببرد.
گلچین کردن جزئیات برای هر دفعه که می‌خواهید داستان‌سرایی کنید، به شما کمک خواهد کرد تا علاقه مخاطبان را به دست آورید و حتی اگر مخاطبان، این داستان را پیش‌ازاین شنیده‌اند، شنیدن گلچین جزئیات قطعا برای آن‌ها جذاب خواهد بود.
صفحه درباره ما ازجمله صفحاتی است که بخش‌های آهسته در آن ممکن است حتی از کتاب‌های الکترونیکی نیز بیشتر باشد؛ زیرا در این صفحه، شما فضای زیادی برای مانور در اختیاردارید و بازدیدکنندگان آن صفحه به‌طور خاص می‌خواهند اطلاعات بیشتری در مورد شما به دست آورند. اطلاعاتی که در هیچ جای دیگری وجود ندارد.
هر بازگفت داستان را به‌صورت جداگانه در نظر بگیرید و از خودتان بپرسید: «آیا این جزئیاتی که می‌خواهم بگویم، به مخاطبان در درک و انجام کاری که من از آن‌ها می‌خواهم، کمک خواهد کرد یا خیر.»

5.داستان برند را با فرمت مطابقت دهید.

نوشتن برای گوش (تماس‌های فروش، گفتگوهای فروش، ویدئوها، سخنرانی‌ها) با نوشتن برای چشم (پست‌های وبلاگی، ایبوک‌ها، مقالات، تبلیغات) تفاوت دارد. داستانی که می‌خواهید بگویید را باید با فرمت کار مطابقت دهید. این کار از به هرز رفتن و عمومی شدن داستان جلوگیری می‌کند و برای هرکدام از مخاطبان، متفاوت جلوه خواهد کرد.
در موقع نگارش داستان برند برای فرمت‌های صوتی مانند ویدئوها و مباحثات، به موارد زیر توجه کنید:
  • ولوم و تن صدا
  • حالات چهره
  • ارتباط چشمی
  • حرکات دست
  • مکس و قدم زدن
همچنین، در موقع نگارش داستان برند برای فرمت‌های متنی مانند پست‌های وبلاگی و ایبوک‌ها، به موارد زیر توجه کنید:
  • خواندن (پاراگراف‌های کوچک، دسته‌بندی ستونی و غیره)
  • سرعت داستان

6.سرعت را کنترل کنید.

اگر سرعت داستان‌سرایی شما بیش‌ازحد کند باشد، قطعا علاقه مخاطبان از دست خواهد رفت و اگر سرعت بیش‌ازحد بالا باشد، آن‌ها نمی‌توانند با داستان همراهی کنند. البته می‌توانید با توجه به تنش‌های داستان، سرعت را بالا و پایین کنید تا مخاطبان بتوانند با شما همراه باشند.
کنترل کردن سرعت باید در گفتگوهای چهره به چهره نیز موردتوجه قرار گیرد. این تکنیک داستان‌سرایی برای ساخت ویدئوها، سخنرانی‌ها، تماس‌های فروش و مذاکرات فروش بسیار حیاتی است.

7.شخصی‌سازی کنید.

از اشاره کردن به شکست‌ها و مشکلات هراسی نداشته باشید. انجام چنین کارهایی، افراد پشت‌صحنه برند را به مخاطبان می‌شناساند و مخاطبان نیز می‌خواهند با اشخاص معامله کنند و نه کسب‌وکارهای بدون چهره.
برای مثال، وارن بافت، سرمایه‌گذار مشهور، در سال 2014 گفت که او مدام برای تقویت ارتباط خود با مخاطبان تلاش می‌کند.
این پیوند به مخاطبان وارن بافت کمک می‌کند تا او را بشناسند، دوستش داشته باشند و به او اعتماد کنند و بنابراین به سرمایه‌گذاری با او ادامه می‌دهند. وفاداری به برند و تکرار خریدها، قدرت واقعی داستان‌های شخصی هستند.

8.روی عناصر انسانی تمرکز کنید.

قدرتمندترین داستان‌ها از عنصر احساس برای ارتباط با ما در سطح انسانی استفاده می‌کنند. آمار و ارقام می‌توانند قانع‌کننده باشند، اما داستان‌ها قابل به ذهن سپاری هستند. Kambri Crews، داستان‌سرا و متخصص روابط عمومی، در پستی با همین موضوع می‌گوید که باید از لحظات احساسی برای کمک چشم‌اندازها جهت ارتباط با محصول یا سرویس استفاده کنید.

9.مسائل را روشن کنید.

در هر داستان، باید نوعی از تنش و تضاد وجود داشته باشد. وقتی‌که روی چیزهایی که شخصیت‌ها به خاطر تضاد از دست می‌دهند یا به دست می‌آورند، تمرکز می‌کنید، می‌توانید داستان را واقعی‌تر جلوه دهید و ازلحاظ احساسی نیز مخاطبان را با داستان درگیر کنید. خوانندگان و شنوندگان روی اقدامات و شخصیت‌های داستان سرمایه‌گذاری می‌کنند. آن‌ها برای شخصیت اصلی داستان، ریشه‌سازی می‌کنند و از او می‌خواهند به تهدیدات غلبه کند.
تمرکز روی مسائل دخیل در داستان برند همچنین می‌تواند به شما کمک کند تا گزاره‌های فروش منحصربه‌فرد خود را توسعه دهید، روی مشکلات مشتریان تاکید کنید و نحوه برخورد با راه‌حل جدیدتر و بهتر را شرح دهید.

10.از یک الگوی داستان کلاسیک پیروی کنید.

اگر نمی‌دانید که باید داستان‌سرایی را از کجا شروع کنید، بهتر است از یک الگوی داستانی آزمایش‌شده و کلاسیک بهره بگیرید. استفاده از الگوهای شناخته‌شده به شما و مخاطبانتان کمک خواهد کرد تا بدانید چه چیزی در آینده رخ خواهد داد. هرچند که استفاده از چنین تکنیک‌هایی نیز ممکن است داستان را به‌گونه‌ای قابل پیش‌بینی کند.
رایج‌ترین الگوهای داستانی عبارت‌اند از:
  • سفر قهرمانانه
  • تلاش، سفر، یا ماجراجویی
  • سفر در زمان یا کشف یک شخص
  • پیروزی شخصی
  • حوادث / واقعیت‌های تاریخی

11.سورپرایز کنید.

یکی از تکنیک‌های بسیار موثر در داستان‌سرایی، این است که مخاطبانتان را به صورتی غیرمنتظره، سورپرایز کنید. یک پیش‌فرض غیرمنتظره یا پیچیدگی غیرقابل‌پیش‌بینی می‌تواند توجه مخاطب را به خود جلب کرده و شما را از رقبا متمایز کند.

12.آغاز، میانه و پایان را جدی بگیرید.

شکستن داستان به سه بخش به شما کمک خواهد کرد تا لحظات مهم داستان را به یاد بیاورید، تداوم داستان را بین گفتار و کنترل سرعت، حفظ کنید. ابتدای داستان، باید مخاطبان را جذب کرده و توجه آن‌ها را به خود جلب کند تا نسبت به ادامه داستان مشتاق شوند. میانه داستان، باید این علاقه را از طریق آموزش و سرگرمی حفظ کند و پایان داستان باید شامل نتیجه‌گیری باشد و خوانندگان را به انجام عملی خاص، فراخوانی کند.

13.از «پندهای اخلاقی» اجتناب کنید.

قدرتمندترین داستان‌ها با ما می‌مانند و به ما اجازه می‌دهند تا استنتاج خود را از داستان داشته باشیم؛ اما وقتی به مخاطبان می‌گویید که باید چه چیزی را از داستان یاد بگیرند، درواقع شما، فرصت کشف کردن مسائل را از آن‌ها دریغ می‌کنید.
همچنین، اگر در پایان داستان خود، پند و اندرزهای اخلاقی بدهید، داستان شما از ماموریت اصلی خود، یعنی فروش، دور خواهد شد و بیشتر به یک قطعه داستانی شبیه می‌شود؛ یعنی کاملا در تضاد با آن چیزی که به دنبالش هستید.

14.از زبان طبیعی استفاده کنید.

استفاده از زبان غیرطبیعی و بیش‌ازحد رسمی، می‌تواند علاقه مخاطبان را از بین ببرد و توجه آن‌ها را از داستان بگیرد. از طرف دیگر، وقتی به زبان طبیعی داستان‌سرایی می‌کنید، شما به‌عنوان گوینده و مخاطبان به‌عنوان شنونده، به‌صورت اشخاصی واقعی نمود پیدا خواهید کرد و به داستان خود، جلوه‌ای واقعی‌تر می‌دهید.
البته استفاده از زبان طبیعی نیز به این معنا نیست که اولین پیش‌نویس داستان خود را بدون هرگونه ویرایش منتشر کنید و نیازی به نشان دادن آن به ویراستار ندارید. به‌هیچ‌عنوان این‌گونه نیست. بلکه استفاده از زبان طبیعی به این معنی است که داستان را به نحوه‌ای بگویید که برای برند و مشتریان شما ایده‌آل باشد. یعنی مخاطبانتان را به قدری خوب بشناسید که از زبانی مستقیم برای ارتباط با آن‌ها استفاده کنید و به برندتان را نیز به حدی بشناسید تا مأموریت، ارزش و شخصیت برند خود را حفظ کنید.

15.داستان را بصری کنید.

مخاطبان می‌خواهند همان‌طوری که داستان را می‌خوانند یا می‌شنوند، آن را نیز ببینند. حک کردن یک تصویر در ذهن مخاطب می‌تواند داستان شما را جالب‌تر و به‌یادماندنی‌تر کند و همچنین داستان را نیز واقعی‌تر جلوه دهد. سه روش برای بصری کردن داستان وجود دارد.
محیط: وقتی روی محیط تمرکز می‌کنید، تصور کردن مکان و زمان داستان برای شنوندگان آسان‌تر خواهد بود. داخل بود یا خارج؟ نزدیک خانه، شرکت، کلیسا یا پارک؟ آیا خورشید صورت شما را گرم می‌کرد یا ماه مسیر را روشن می‌ساخت؟ اگر زمان‌دارید، برای داستان خود محیط‌سازی کنید؛ و اگر زمانی برای کار روی محیط در اختیار ندارید، مهم‌ترین جزئیات را انتخاب کرده و در داستان به کار ببرید.
احساسات: استفاده از عنصر احساسات از دیگر روش‌هایی است که می‌توانید از آن برای داستان سرایی استفاده کنید. احساسات می‌تواند در افزایش تأثیرگذاری محیط نیز موثر باشد و به مخاطبان نیز کمک می‌کند تا از قوه تصور خود استفاده کنند. برای هرلحظه از داستان، آنچه شما یا شخصیت اصلی دیده، شنیده، بوییده، مزه کرده و به‌صورت فیزیکی احساس کرده است را در نظر بگیرید. لازم نیست که به‌صورت هم‌زمان به هر 5 حس اشاره‌کنید؛ اما سعی کنید در سراسر داستان از آن‌ها بهره بگیرید.
عناصر بصری: در داستان‌سرایی، باید از عناصر بصری نیز استفاده کنید. تصاویر، رسم‌ها، گراف‌ها، ویدئوها، اسلایدها، اینفوگراف‌ها، حالات چهره و حرکات ازجمله عناصر بصری هستند که می‌توانند داستان شما را به‌یادماندنی‌تر کنند.

شما چه تکنیک داستان‌سرایی را می‌توانید به موارد بالا اضافه کنید؟
رفرنس:آژانس دارت


 برای به اشتراک گذاشتن این مطب در شبکه های اجتماعی از لینک های زیر استفاده کنید:

کسب اطلاعات بیشتر

برای کسب اطلاعات بیشتر یا مشاوره و آشنایی با موثرترین شیوه های تبلیغات مرتبط با حوزه کاری خود، دریافت کمپین های تبلیغاتی و راهکارهای عملیاتی برای توسعه کسب و کار و برندینگ و آگاهی از دوره ها و کارگاه های آموزشی همین حالا با شماره 09122006830 تماس بگیرید یا از طریق فرم تماس یا شبکه های اجتماعی،  با ما در ارتباط باشید.